X
تبلیغات
امپراطوران آنلاین
زمان ثبت : یکشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1389 در ساعت 04:01 ق.ظ
نویسنده : سارا
عنوان : داستان سینه سیاه

داستان مامان دختر همسایمون رو براتون گفتم یا نه؟؟؟


داستان مامان اون همون داستان من و داستان مامان من و داستان خاله و بقیست


اول داستان داغ اونا رو بگم بعدش تو هم فکر منو بکن شاید درست بگم


خوب بریم سر اصل داستان


داستان  آدمایی که فکر میکنن اگه خوب باشن همیشه خوبن و اگه بد باشن همیشه بد


داستان سینه های سیاه سیاه یا سینه های سفید سفید


ولی اصلا این طور نیست


آدما میتونن عوض بشن


داستان شهوت منو تو هم جالبه شاید باعث شده باشه داستان های بد خونده باشیم خیلی عکسای بد دیده باشیم(اینا فقط در این زمینست که من بهش گیر دادم بقیه زمینه ها رو بقیه گیر بدن) ولی اینا شاید دلیل بر بد بودن ما در گذشته بشه ولی اصلا دلیل بر ادامه راه نیست البته ادامه بیراهه نه ادامه راه


 


آدمایی هم که خو ب بودن اگه خوب بمونن خوبه!!!!!ولی اگه اونا هم حواسشون نباشه از من وتو هم بدتر میشن


(البته این که بشه آدما رو بد وخوب کرد خودش کلی جای بحث داره)


حال من وتو یی که داستان بد و عکس بد و فیلم ناجور دیدیم(واحتمتلا بعدش کارای دیگه هم کردیم)اگه بخواییم می تونیم عوض بشیم


توبه همیشه ممکنه،همیشه،همیشه،همیشه


تا دیر نشده یه کاری بکنیم


فکر نمیکنید به اندازه کافی گناه کرده باشیم


صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را


خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی


تو هم فکر منو بکن شاید درست بگم



زمان ثبت : یکشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1389 در ساعت 04:00 ق.ظ
نویسنده : سارا
عنوان : داستان سینه

داستان سینه و داستان کردن و داستان زن و
داستان من و زن عمو و منو بکن و داستان من و داستان حمام

رو خوب خونده بود

آروم اومد نشست رو تخت دلش آروم نمیشد


یه چیزی کم داشت هی داشت با خودش ور میرفت


تصمیم خودشو گرفت بلند شد رفت تو وبلاگش


شروع کرد..........


داستان من و مامان.........داستان سینه و داستان کردن و داستان زن و داستان من و زن عمو و منو بکن و داستان من و داستان حمام........خلاصه ....


من خیل تو کف اونجاش و اون جاش بودم........


یه روز که ....خونه نبود زنگ زدم........


....


.........


................


..........................


اون رفت و منم بعداز چند دقیقه......


خلاصه یه خالی بندیه حصابی کرد  و دلش آروم که نشده بود هیچ حالا تازه میخواست بره سراغ عکسهای.......


راستی


فکر نمی کنی وقت این شده باشه که توبه کنی؟؟؟؟



<<    1       ...       11       12       13       14       15    >>